سه شنبه , ۲۶ تیر ۱۳۹۷

خدمات و فعالیتهای مجتمع

سودای جان و دل

کار در مجتمع توان‌یابان، فراتر از اهداف اساسنامه و برتر از ضابطه‌های سازمانی و استوارتر از سازوکارهای تشکیلاتی است. در آنجا همه چیز از ژرفای دل و بُن‌ جان سرچشمه می‌گیرد و همسو با نسیم مهر و همراه با تپیدن شوق جریان می‌یابد تا گرد خمودگی وانزوا را از جانهای آسیب دیده بزداید و بر قامت پاهای رنج کشیده، جوانه‌های نشاط، پویایی و سرزندگی برویاند. و چنین است که کارگزاران مجتمع توان‌یابان به جای هر گزارش پرطول و تفصیلی می‌گویند و می‌نویسند که : ما اعجاز نمی‌کنیم، انگیزه و توان می‌بخشیم.

خاطره‌ی زیر، برگرفته از نوشته‌ی ژرف و پرنکته‌ی محسن مشایخی فرد، توان‌یاب تحصیل‌ کرده‌ای است که دو سالی را در مجتمع توان‌یابان مشهد گذرانده و اکنون در شهر کرج به سر می‌برد، این نوشته شاید بهتر از هر توضیحی بتواند درونمایه‌ی عملکرد این مجموعه را بیان کند:

((… اوایل مردادماه سال ۷۹ بود. پنجشنبه‌ای بود و به دفتر خاطراتم که نگاه می‌کنم درمی‌یابم که آن روز به توصیه‌ی آقای نظری به مجتمع آمده بودم. وارد ساختمان مجتمع که شدم همه‌ی بچه‌ها دور میز سفید رنگ میان مجتمع حلقه زده بودند و آقای هدایی در بین آنها ایستاده بود و صحبت از نفی مفهومی می‌کرد که کابوس شبانه ودغدغه‌ی روزانه و اشتغال ذهنی شب و روز مخاطبانش بود: نتوانستن یا ناتوانی! مخاطبان او هنگامی که خاطرات روزانه‌ی خود را مرور می‌کردند از صبح علی‌الطلوع که از خواب برمی‌خواستند تا زمانی که وارد مجتمع می‌شدند، فهرست مفصلی از نتوانستن‌های خود می‌یافتند که از فرط تکرار و روزمرّگی انگار لازمه‌ی زندگی‌شان شده بود و اگر روزی با یکی از آنها روبه‌رو نمی‌شدند، انگار چرخه‌ی تکراری آن روز، ناقص چرخیده بود. اگر امروز نمی‌توانم از پله‌ی خانه‌مان پایین بیایم، فردا هم نمی توانم، پس فردا هم نمی‌توانم، اگر امروز نمی‌توانم از پله‌ی اتوبوس بالا بروم، فردا هم نمی‌توانم، پس فردا هم نمی‌توانم، و سخن آن روز آقای هدایی درست در نفی همین نمی‌توانم‌ها بود. ساده‌ترین بخش از این ماجرا زمانی بود که از بچه‌ها خواسته شد نمی‌توانم‌های روزمره را به زبان بیاورند. جمله‌ها یکی پس از دیگری سرازیر شد: من نمی‌توانم از درخت بالا بروم، من نمی‌توانم از کوه بالا بروم، من نمی‌توانم شغل خوبی داشته باشم، من نمی‌توانم…، من نمی‌توانم… و هر کدام از این من نمی‌توانم‌ها بر روی برگه‌ای ثبت شد و هنگامی‌که زبان‌ها دیگر از تکرار لفظ منم نمی‌توانم آزده شد و گوش‌ها از شنیدنش ملول، کاغذهای ناتوان را به گمانم در بسته‌ای محبوس کردند و ان غول بی‌ شاخ و دم  را به چراغ جادویی بازگرداندند..

و چنین شد سرانجام من نمی‌توانم ها در مجتمع توان‌یابان مشهد. تابوت کاغذ‌های ناتوان را در حیاط مجتمع در کنار درخت توت که همواره در نظرمن نماد و نشانه‌ی مجتمع بود و اکنون نمی‌دانم هنوز پابرجا هست یا نه به خاک سپردند….))

محسن مشایخی فرد این خاطره را در تاریخ ۸۷/۰۵/۰۱ نگاشته است و این تاریخ مقارن روزهایی است که در سال پیش، اجرای طرح‌ نوسازی محوطه‌‌ی ساختمان قدیمی(پلاک ۱۱۹۹)، از آن درخت توت نازنین و گور نمادین من نمی‌توانم عبور کرد و آنها را را با خود برد. اما در قلب توان‌یابان همچنان شمع من می‌توانم فروزان است.

خدمات و فعالیتهای مجتمع آموزشی نیکوکاری توان یابان

اگر حدیث فعالیت در مجتمع توان‌یابان از جنسی دیگر است و اگر در اینجا معیار عشق و عاطفه بر ضابطه‌های دیگر غالب است، به آن معنا نیست که در این موسسه سازوکارها و کُنش‌ها و رفتارها از اصول و مبانی دور و از نظم وقاعده عاری است، بلکه مدیران، مربیان و کلیه‌ی کسانی که در این مجموعه خدمت به توان‌یابان(معلولان) را پذیرا شده‌اند، می‌کوشند که بهترین امکانات و تچهیزات ممکن را به کار بگیرند و از کارآمدترین روشها پیروی کنند تا بیشترین بهره‌ی آموزشی و توانبخشی را به کارآموزان گرامی برسانند.

در این جهت فعالیتهای بنیادی و طرح‌های خدماتی لازم، برنامه‌ ریزی شده که حاصل آنها به همراه مناسبات مهرآمیز و با عشق و عطوفت به توان‌یابان پاک‌نهاد عرضه می‌شود. این فعالیتها و خدمات را می‌توان با عناوین زیر مشخص کرد:

  • آموزش فنی و حرفه‌ای
  • آموزش هنر و صنایع دستی
  • فیزیوتراپی و خدمات درمانی
  • مشاوره و بهداشت روانی
  • ورزش و تربیت بدنی
  • کاریابی و اشتغال
  • ناوگان حمل و نقل
  • فعالیتهای فرهنگی و مناسبات اجتماعی
  • حمایت از کارآموزان در امور معیشتی و مناسبات خانوادگی
  • طرح‌های علمی، پژوهشی.
  • و …

لازم به ذکر است که بیش از نیمی از کسانی که در مجتمع توان‌یابان، به صورت تمام وقت یا پاره وقت در فعالیتهای بنیادی یا طرح های خدماتی به فعالیت می‌پردازند، به ویژه پزشکان متخصص و مربیان و کارشناسان رشته‌های گوناگون، خدمات خود را افتخاری و بدون دریافت حق‌الزحمه به معلولان گرامی، عرضه می‌دارند.