ردکردن این

 

سه شاخص حرکت انقلابی امام حسین علیه‌السلام

۱- عقلانیت

۲- حداقل کردن خشونت

۳- همراهی مردم

اما آنچه را بیشتر دوست دارم عرض کنم این است که در انتخاب روش‌ها چند ملاحظه داریم. انقلاب به عنوان یک روش، در چه شرایطی و چگونه انتخاب می‌شود؟ آیا حرکت انقلابی در هر شرایطی پسندیده است؟ بله! ایستادن در برابر ظلم و بی‌داد ذاتاً پسندیده است، اما از چه روش و شیوه‌ای باید استفاده کرد؟ اقدامات به شکل مسلحانه شرط و شروط خاصی دارد. اگر ما بتوانیم در حرکت انقلابی سه نگرانی و دلواپسی را از بین ببریم، در جریان انقلاب هیچ مشکلی وجود ندارد.

مولفه اول این است که روش انقلابی با عقلانیت سازگار باشد. مولفه دوم این است که در روش و شیوه انقلابی در به کارگیری خشونت، به حداقل در موارد بسنده کنیم و سوم، اینکه روش و شیوه انقلابی با خواست مردم هماهنگ باشد. اگر این اتفاق رخ دهد، روش انقلابی در شرایط خود پسندیده است و اگر این اتفاق نیفتد، انقلاب نه روش است و نه ارزش.

 ما از به کار بردن الفاظ انقلاب، نهضت و قیام برای حرکت اباعبدالله هیچ گونه ابایی نداریم. از اینکه بپذیریم حرکت امام حسین(ع) به عنوان یک حرکت انقلابی برای امت‌های دیگر الگو و نمونه است، هیچ بحثی نداریم. هم انقلاب است و هم راه انقلاب را نشان می‌دهد. اما انقلابی است که در آن سه مشکل مذکور حل شده است. هرکجا که این سه مشکل وجود نداشته باشد، راه انقلاب باز است و شخص حقیقتاً می‌تواند انقلابی باشد.

چهار گام عقلانی قیام حسینی

هزینه و فایده را باید مورد محاسبه قرار داد. آیا امام حسین(ع) این موارد را رعایت کرده است؟ هزار سال قبل شیخ مفید و شیخ طوسی بحث قیام امام حسین(ع) را با دغدغه بررسی عقلانی بودن آن مطرح کرده‌اند. قدم به قدم باید بررسی کرد. امام حسین(ع) از مدینه بیرون می‌آید تا بیعت را بر او تحمیل نکنند، این گام اول است. آمدند از مکه استفاده کردند تا با شیعیان خود ارتباط برقرار کنند، این گام دوم است. مسلمانان کوفه و شیعیان حضرت اطلاع پیدا کردند و از ایشان دعوت کردند، گام سوم حرکت ایشان است. حضرت مسلم را برای بررسی اوضاع و احوال فرستاد و او گزارش داد که شرایط مساعد است. کجای این حرکت، عملکرد غیر عقلانی دیده می‌شود؟

امام حسین(ع) طبق قاعده کار خود را درست انجام داده است. ایشان می‌تواند با هرکسی که در زمینه این قیام پرسشهایی از زاویه عقلانیت داشته باشد، پاسخ متناسب بدهد.

سوال این است که اساساً آیا امام حسین(ع) در صدد استفاده از جنگ به عنوان راه حل این مسئله بود؟ امام حسین(ع) به طرف کوفه حرکت کرده است. کسی در اینجا مدعی نشده که وی می‌خواست با استفاده از نیروهای کوفه حتی شورش مسلحانه‌ای را آغاز کند. قرینه‌ای برای این مسئله نیست. اما در راه به سپاهیان حر برخورد کردند. برخی از سپاهیان حضرت به ایشان گفتند اینها پیش قراولان سپاه کوفه هستند. اگر با آنها جنگ را شروع کنیم به نفع ماست، چراکه نیروهای آنها بعداً افزایش پیدا می‌کند. حضرت فرمودند من جنگ را آغاز نمی‌کنم. این اولین مواجهه‌ای است که مستقیم بین سپاهیان حضرت و سپاهیان کوفه اتفاق افتاده است.

در اینجا عبیدالله بن زیاد به عمر سعد می‌گوید کار باید یک سره شود، یا حسین بن علی(ع) تسلیم می‌شود و یا با او می‌جنگیم و امام تسلیم نشد. حتی در تاریخ ما آنچه مطرح است این نیست که حسین بن علی(ع) با یزید بیعت کند. مسئله از آن بالاتر است، یزید خواستار تسلیم بود. چگونه یک انسان می‌تواند خود را در برابر یک حاکم ظالم و جبار تسلیم کند؟ آنها تصمیم به جنگ گرفتند نه امام حسین(ع). همه مورخین می‌گویند که امام حسین(ع) گزینه سومی را هم مطرح کرد و به عمر سعد گفت بگذارید ما برگردیم. مدینه نه، به جای دیگر. کسی که تصمیم جنگ داشته باشد که این پیشنهاد را مطرح نمی‌کند.

در نقشه‌های جغرافیایی امروز تمام منزلگاه‌هایی که حضرت توقف کرده‌اند کاملا مشخص شده است. مسیر حرکت به طرف کوفه است، تا زمانی که سپاه حر می‌رسند. سپاه حر راه حضرت را مسدود می‌کنند. به حضرت می‌گویند نمی‌توانید به کوفه بروید. نقشه‌ها امروزه نشان می‌دهد و مورخین هم تایید کردند که حضرت راه خود را به سمت چپ منحرف کردند. بعد از اینکه حرکت به سمت چپ ادامه پیدا کرد نامه بعد از عبیدالله رسید که راه را بر حضرت ببندید و کار را تمام کنید. برخی از مورخین می‌گویند حرکت امام به سمت چپ بر اساس همین پیشنهاد بود که بگذارید من به طرف شام بروم و دنبال ایجاد خشونت نبود.

همان اول روز عاشورا نیز یکی از طرف سپاه عمر سعد شروع به فحاشی کرد. یکی از اصحاب حضرت به ایشان گفت شخصی که در حال فحاشی است، شمر است، سوابق معلومی دارد، به ما هم نزدیک است. اجازه دهید من با یک تیر وی را بکشم. اما اباعبدالله مجدداً این را تکرار کردند که ما تیراندازی را شروع نمی‌کنیم.

زاویه با خواست مردم، مشکل برخی انقلاب‌ها

امام حسین(ع) می‌خواست امر به معروف کند و می‌کرد، اما حرکت ایشان به طرف کوفه و دعوت به مبارزه با نظام حاکم، مطابق با خواست مردم بود. اول امام حسین(ع) به کوفیان نامه نوشت و دعوت کرد یا اول مردم کوفه به امام نامه نوشتند؟ آنها در ابتدا نامه دادند که ما آمادگی داریم همراه شما بایستیم و مقاومت کنیم. این حرکت به ابتکار و خواست مردم بود. روز عاشورا نیز حضرت به آنها گوش‌زد کرد که شما از ما خواستید به سمت کوفه بیاییم. اگر انقلابی با خواست و اراده مردم باشد، موفق و قابل دفاع است. مشکل بسیاری از انقلاب‌ها این است که ممکن است در مقطعی مردم روی بیاورند اما وقتی عقب‌نشینی صورت گرفت، حرکت وضع دیگری پیدا می‌کند. مشکل آن‌جاست که بعد از آن کسانی می‌گویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص می‌دهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. شما بی‌خود و بی‌جا می‌کنید، تشخیص با ماست. اول مردم آنها را آورده‌اند، بعد آنها می‌گویند، ما خودمان مردم را چه بخواهند و چه نخواهند می‌بریم.

تعبیر عجیب استاد مطهری درباره عاقبت انقلاب‌ها

تعبیر عجیبی مرحوم شهید مطهری دارد که می‌گوید مشکل انقلاب‌ها این است که انقلاب‌ها معمولاً نیابت بردار می‌شوند. و بعد توضیح می‌دهد کسانی که خود را رهبر انقلاب می‌دانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم می‌گویند که ما خودمان از طرف شما تصمیم می‌گیریم.

امام حسین(ع) خطاب به حر و مردم گفتند: ما خاندان پیغمبریم. معلوم است که ما از دودمان ابوسفیان مقدم تریم. شما چه نسبتی با اسلام دارید؟ اما اگر شما می‌گویید که ما امروز یک تصمیم دیگری گرفته‌ایم، من حرفی ندارم برمی‌گردم. در واقع حضرت به کوفیان می‌گوید حرکت به شما بستگی دارد. این که شما قبلاً دعوت کرده بودید و امروزه از دعوت خود صرف نظر کرده‌اید برای ما پذیرفته است.

شرط امام برای کوفیان در نامه عجیب به مسلم

درست که از نظر اخلاقی این امر پذیرفته نیست که آنها از دعوت خود برگردند، اما توجیهی برای این نمی‌شود که حضرت بگویند شما که به من رای داده‌اید دیگر من باید تا قیام قیامت بر گرده شما سوار شوم. حضرت می‌فرمایند هرگاه نخواستید دیگر ادامه ای در کار نیست. اگر انقلاب به این شکل باشد هیچ تضادی با خواست مردم پیدا نمی‌کند. قبل از آن نیز وقتی حضرت مسلم را به کوفه فرستادند، نامه عجیبی خطاب به مردم کوفه نوشتند. به آنها گفتند من دعوت را می‌پذیرم اما یک شرط دارد و آن شرط این است که اندیشمندان، خردمندان و نخبگان جامعه موافق باشند و به میدان بیایند. اگر مسلم به من گزارش کند که خردمندان و عقلای جامعه بر این نظر اجماع پیدا کنند و همه دعوت را بخواهند، من خواهم آمد. در این‌جا بحث از تحمیل نیست. امام در برابر ظلم و فساد وظیفه دارد، اما شیوه انتخاب مبارزه در امر به معروف و نهی منکر این است که چه قدر در جامعه آگاهی، خواست و شناخت وجود دارد؟

با باید بگوییم انقلاب ارزش است، اما ارزشی که می‌تواند هماهنگ با ارزش‌های دیگر شود. که اگر با ارزش‌های دیگر هماهنگ شود، انقلاب هم قابل قبول است. یا باید بگوییم انقلاب یک روش است. اگر بتواند با این اصول دیگر هم‌خوانی و سنخیت پیدا کند باز هم قابل قبول است. اما اگر این اتفاق‌ها نیفتاد، انقلاب حقانیت ذاتی پیدا نمی‌کند و نمی‌توان گفت بر همه چیز مقدم است. در آن شرایط هم امام اصحاب را جمع می‌کند و به آنها می‌گوید همه شما برای رفتن آزادید و من هیچ‌کدام از شما را بر ماندن در کربلا الزام نمی‌کنم. یک حرکت می‌تواند عاشقان و شیفتگان خود را جذب کند. مبنای آن یک اعتقاد و باور درونی است. کیست که در انقلابی با این ویژگی‌ها و خصوصیت‌ها اشکال و ایراد وارد کند؟ به هر حال انقلاب هزینه دارد، اما امام حسین(ع) هزینه‌های انقلاب را به شکل انتخابی پرداخت و این هزینه‌ها را بر هیچ کس تحمیل نکرد.

باید دید آیا می‌توان در هزینه‌ها و فایده‌های انقلاب تعادلی ایجاد کرد؟ باید بسنجیم که چه هزینه‌هایی را می‌دهیم و چه فایده‌هایی را به دست می آوریم. این عقلایی است. لذا علما و برزگان ما دو نگاه در این موضوع دارند. آیات جهاد در قرآن وجود دارد. از آن طرف آیه دیگر هم داریم که می‌فرماید خود را به هلاکت نیاندازید. نسبت این دو آیه با هم چگونه است؟ محقق کرکی وقتی به اینجا می‌رسد، می‌گوید همه آیات جهاد را همین یک آیه قید می‌زند. یعنی جهادی مجاز است که موجب هلاکت انسان‌ها نشود.

نه آنکه خون از دماغ کسی نیاید، جنگ به هر حال تلفاتی دارد. اما ما به ازای آن باید با ارزش باشد. ما به ازا نباید صرف هلاکت باشد. باید دید در مقابل از دست دادن نیروها چه چیزی به دست آمده است. در واقع جهاد باید با حداقل ضایعات باشد. این یک نگاه است که حفظ امنیت و سلامت مردم را اصل قرار می‌دهد و جهاد هم با توجه به این اصل باید باشد.نگاه دوم، نگاه عکس این است که می‌گوید جهاد اصل است و تکلیف مطلق و قید و شرطی ندارد. بله در امور شخصی باید مراقب جان خود باشیم. اما وقتی پای مبارزه به میان آمد این محاسبات که چقدر تلفات می‌دهیم از بین می‌رود.

مقاله فوق برگرفته از سایت خبر آنلاین است.